هرشب ماه مبارک رمضان
یک غزل مناجات با امام زمان
۲۲
بالی بده که پر بزنم در هوای تو
آری دلم دوباره گرفته برای تو
غیر از تو قلبم از همه پرهیز می کند
شاید از این طریق شوم مبتلای تو
هر جا که می روم به حضورت نمی رسم
اما مسیر پر شده از رد پای تو
عشقت اگر نبود نفس هم نداشتم
من زنده هستم از برکات دعای تو
در مجلس عزای علی گریه می کنم
بگذار تا شود دل من همنوای تو
بازم دلم گرفته، غم تو چشام نشسته
ببین که این جدایی، قلب منو شکسته
تا تو بیایی آقا جون، دست دعا می گیرم
امشب برای حیدر، با تو عزا می گیرم
این شب قدری،آقا، یه بار منو نیگا کن
هر جا که هستی امشب، خیلی برام دعا کن
***
تموم عمرم مثل بارون به پای تو چکیدم
تا هر کجا بوی تو پیچید به عشق تو دویدم
حدیث آرزوهامو توی اشکای تنهاییم خوندی
خودت گرفتی دستمو، آوردی سر راهت نشوندی
منو آواره کردی و تو کوچه ها دنبالت کشوندی
با آه حسرت می سوزم همیشه
می خوام ببینمت چرا نمیشه؟
یه گوشه ی جاده غربت، زانو بقل می گیرم
تموم ترس من از اینه، نیایی و بمیرم
نمیدونم چرا خدا، منو اینجوری حیرونت کرده؟
اگه بهار من نشی، گل امیدم از غصه زرده
بدون عشق تو آقا نفس های من بی روح و سرده
اشک جدایی تو چشام نشسته
بیا ببین، بی تو دلم شکسته
یقین دارم دست منو می گیری
امشبو بین ما، احیا می گیری
یابن الحسن، یابن الحسن کجایی؟
مدینه ای؟ کوفه ای؟ کربلایی؟
مردم از آتش هجران تو ای یار بیا
دارم از دوری تو دیده خونبار، بیا
بی فروغ تو در این موج غم آلوده درد
می شود آینه ها، همدم زنگار، بیا
لااقل در بر این دلشده یک بار بیا
روز و شب می گذرد مثل همیشه بی تو
به خدا خسته ام از این همه تکرار، بیا
قفسی ساخته ام دور دلم از عصیان
تا که آزاد شود صید گرفتار، بیا
روسیاهم من وشرمنده ز رویت امّا
باز دارم به غم عشق تو، اقرار،بیا
خسته و شکسته دل، اسیر صد تا گناه
در خونت دوباره، اومده یه رو سیاه
یه ساله منتظره، شب قدر و ببینه
تو ملاقات خدا، کنار تو بشینه
چشم به راهت می مونم، تو نیایی می میرم
بیا تا این شب قدر، با تو احیا بگیرم
من همون عاشقیم، که به تو بد می کنه
دستمو هی می گیری، ولی اون رد می کنه
منو دنبال خودت، با محبت می کشی
وقتی آلوده میشم، تو خجالت میکشی
۱۸
هر کس ز نور جلوه تان دور می شود
در تیرگی، محو خودش کور می شود
قلبی که از محبت دنیا رها شده
در حلقه ی فراق تو محصور می شود
آقا کمک کنید در این شهر گم شدم
دارد دلم ز خانه تان دور می شود
در خلوتت به همین فکر می کنم
پس کی بساط آمدنت جور می شود
هر کس به پای عشق شما جان فدا کند
با خنده های فاطمه محشور می شود
۱۷
یک عمر انتظار کشیدم نیامدی
از تو هزار قصه شنیدم نیامدی
در آسمان هجر تو هر جمعه بی قرار
باران شدم به پات چکیدم، نیامدی
در جاده های دور و دراز وصال تو
تا انتهای عمر دویدم، نیامدی
تا قله های عشق تو با صد هزار امید
بار غمت به دوش کشیدم نیامدی
***
دخیل گریه بستم، من این دل و شکستم، منتظرش نشستم، اما بازم نیومد
صداش زدم کجایی، سخته برام جدایی، دیگه باید بیایی، اما بازم نیومد
تو لحظه جنونم، گفتم بلات به جونم، به پای تو می مونم، اما بازم نیومد
همیشه گوشه گیم، به غصه هاش اسیرم، خواستم براش بمیرم، اما بازم نیومد
۱۲
چه آرزوی بزرگی است نزد تو مردن
که جان به پای تو بسیار پست و ناچیز است
خدا کند که بیایی به داد من برسی
بلای دوری تو با دلم گلاویز است
امید زندگی از سینه ها ربوده شده
بدون تو همه لحظه ها غم انگیز است
رگ حیات بشر قطع شد به یک لحظه
چقدر تیغ جدایی برنده و تیز است
قسم به ابر بهاری، قسم به نم نم اشک
همیشه کاسه چشمم ز غصه لبریز است
۱۱
همه ی غصه ی من همینه که، خیلی وقته از آقام بی خبرم
تا یه بار صدای پاتو بشنوم، تو مسیر عاشقی دربدرم
الهی تا دنیا دنیاست آقاجون، سایتون کم نشه از روی سرم
بس که من دور شدم از نور شما، پرشده از سیاهی دور و برم
ولی تو دست منو باز می گیری، نمی ذاری آبروتو ببرم
***
سفره امسال و آقا، به دست تو سپردم
از راه دوری اومدم، بار گناه آوردم
یادت میاد یه سال پیش، با تو چه عهدی بستم؟
شرمندتم، منو ببخش، باز دلتو شکستم
هر چی بهم گفتی نرو، من اعتنا نکردم
رفتم و آلوده شدم، از تو حیا نکردم
هر دفعه قول می دم و باز تو زشتیام می مونم
تو هم دیگه از این بده، خسته شدی می دونم
یه عمریه که گوشه ی دام هوس اسیرم
مایه ی ننگتم آقا خدا کنه بمیرم
۱۰
زندگی بی تو همان مردگی طولانیست
نور تو در همه جا هست و رخت پنهانیست
می چکد خون دل از زخم قدیمی فراق
ظاهراً باز هوای جگرم بارانی است
این همه اشک چرا چشم مرا پاک نکرد؟
چه کسی گفته طهارت به همین آسانی است؟
اصلا انگار نباید که تو را دید ولی
جمعه ها وقت ملاقات من زندانی است
هر که در باغ خدا لایق دیدارت شد
اثرات سحر و بندگی شعبانی است
آخر و عاقبتم با تو به خیر است ولی
ترسم از اول راه و هوسی شیطانی است
اولین بار مرا در عرفاتت بپذیر
مهزیار تو شدن کار دلی روحانی است
من به دنبال همان خیمه سبزت هستم
جان عباس نگویی که برایم جا نیست
سخته برای عاشقا، از عشقشون جدا باشن
که آرزوشونه برا، دلبرشون فدا بشن
سخته برای کبوتر، همیشه تو قفس باشه
تنها بمونه روز و شب، بی یار و هم نفس باشه
سخته برای آسمون، هیچ موقع ماهو نبینه
میون تاریک همش، به انتظارش بشینه
سخته برای قاصدک، که از تو بی خبر باشه
توی هوا دنبال تو، یه عمری در به در باشه
سخته برام وقتی که تو، بهم محل نمیذاری
با دوریت توی دل من، گلای حسرت می کاری
کاشکی می شد فقط یه بار، از کرمت صدام کنی
شبای جمعه با خودت، راهی کربلام کنی
۸
چشمم دگر خشکید، ای دریا کجایی؟
ای یاد تو شیرین ترین رویا، کجایی؟
کار دلم از عاشقی دیگر گذشته
مجنون صحرایی شدم، لیلا کجایی
یعقوب اشک غربتم از پای افتاد
تا کی بخوانم یوسف زهرا، کجایی؟
تکرار این دوری مرا دلگیر کرده
در گوشه ای افتاده ام، تنها، کجایی؟
با این همه خیلی دل انگیز است وقتی
هر شب صدایت می زنم آقا کجایی؟
۶
خون می چکد از ابر نگاهم به پای تو
باز این دل شکسته گرفته هوای تو
از لحظه ای که چشم به عالم گشوده ام
دیدم که عاشق توام و مبتلای تو
آقا بیا! که نذر نگاهت پس از ظهور
روزی هزار مرتبه گردم فدای تو
با اشک های خیس صدا می زنم تو را
چشمم غزل سرا شده هر شب برای تو
قدری ز سوز و اشک خودت به ما بده
تا همنوا شود دلمان با نوای تو
۵
تا دلم در حرم قرب تو یابد راهی
آتشی زن به وجودم که بر آید آهی
سفر ازخویش نکردم که رهم دور افتاد
ورنه تا کعبه وصل تو نباشد راهی
گر شود عمر، شبی، با تو هم آن شب گذرد
صبح، فریاد برآرم چه شب کوتاهی
تو به یک کاه، دوصد کوه گنه می بخشی
من بیچاره چه سازم که ندارم کاهی
دل هرجایی و آلوده و بیمار مرا
نیست جز خاک شهیدان تو درمانگاهی
۴
بیا که با تو نبینم بلای هجران را
بیا که سر کنم آقا شب زمستان را
چه خوب شد که تو هستی برای بدکاران
چه خوب شد که امیدی گناه کاران را
توئی که دست خیری منم که محتاجم
ز دست گوشه نشین مگیر دامان را
تویی که قدر خدایی منم که بی قدرم
چه می شود که ببینی تو چشم گریان را
۳
وقتی که جلوه ای به شب تار می کنی
ما را به یک نگاه گرفتار میکنی
هفته به هفته می رود اما تو نیستی
این قصه را برای که تکرار میکنی؟
هر جمعه من به خاطر تو زار می زنم
اما تو بر نیامدن اصرار می کنی
ماه خدا رسید و امیدم به عفو توست
لطفی به این اسیر گنه کار میکنی؟
چیزی به غیر اشک نباشد به سفره ام
آیا شبی کنار من افطار می کنی؟

از عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
مهمان خدا سوی خدا می آید
ان شالله که تا الان مهمان خوبی بوده باشید و تا شب وداع با ماه مبارک هی بهتر و بهتر بشید و شب عید فطر از آسمان هفتم دعاگوی ما حقیران باشید.
راستش بسیاری از دوستان مدام احادیثی در باب فضیلت بیکران افطاری دادن به روزه داران در این ماه را برای بنده می فرستاند،و این شد که تصمیم گرفتیم بساط افطاری در ماه مبارک را بر پا کنیم و چه افطاری بهتر از یک غزل ناب.
این گونه شد که ان شالله با لطف حضرت هر شب شما را یک غزل مهمان می کنیم.
متقابلاً ما را مهمان دعاهایتان بفرمایید
یا علی
سخنران : بکایی / ذاکرین:طاهری - میرداماد - بنی فاطمه
در شب میلاد امام زمان،بالاخره بغضی که خیلی از عشاق را می آزرد توسط سید مهدی میرداماد عقده گشایی شد و در قالب شعری از آقای عرب خالقی در شکواییه از مراسم و جشن های کذایی که به بهانه میلاد حضرت گرفته می شوند، قرائت شد. که ان شالله به زودی به محضرتان تقدیم می شود.
عیدی ما به شما این ترجیع بند زیبا و بکر از استاد لطیفیان که توسط حاج محمدرضا طاهری فیض داده شد:
این غبار را از دعایتان بی نصیب نکنید

بوی خزان گرفته ی پاییز می دهد
سالی که بی نگاه تو تحویل می شود
تقویم را ورق بزن و انتخاب کن
این جمعه ها برای تو تعطیل می شود
***
ای التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ی ما دوازده
من حقم است هشت گرفته ام
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
با چند نمره باشد اگر، رد نمی شوم؟
یک،دو،سه، هفت، هشت، نه آقا دوازده
بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده
ثانیه های کند، توسل می آورند
یا صاحب الزمان خدا، یا دوازده!
حالا که ساعت تو و چشم خدا یکیست
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟
امروز اگر نشد ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا، دوازده
متن کامل این ترجیع بند زیبا... سروده استاد لطیفیان ...>>> در ادامه مطلب
متن کامل این ترجیع بند زیبا... سروده استاد لطیفیان ...>>> در ادامه مطلب
سخنران: شهاب مرادی
ذاکرین: زنجانی - حدادیان - طاهری - کریمی -آیینه چی - جوادی - مقدم

گزیده ای ازمثنوی حاج سعید حدادیان
آینه در آینه حیرانی ام
پیچ و خم زلف پریشانی ام
اول این قصه کجا بود و کی؟
سوره ی انگورم و آیات می!
رگ رگ من – تاک – جنون در جنون
ریشه ی در – خاک – جنون در جنون
مستم و در خویش شرابم کنید
در خم تشویش شرابم کنید
مستم و از جام شما جرعه نوش
شمعم و در عشق شما شعله پوش
پرسه ی پروانه ی در آتشم
شعله ی شمع است که سر می کشم
دستخوش باده و باد سحر
آتش و خاکستر من در به در
آتش و خاکستر من دست باد
عقل مرا ، عشق تو بر باد داد!
عشق ، مرا باز به طوفان سپرد
عشق ، مرا تا به خرابات برد
گوشه ی ویرانه خرابات من
دخترکی پیر مناجات من
دخترکی مرد تر از هر چه مرد
خانه خراب دل و خاتون درد
دخترکی نادره در نشئتین
شاهرگ زینب (س) و قلب حسین (ع)
آمد ، حساس تر از یاس ها
در کف دستش دل عباس (ع) ها ...
..:: ادامه تصاویر این محفل در ادامه مطلب ::..
دنیای ما اگر به جمال تو رو کند
هر روز سال روز جوان می شود علی

میلاد جوان نازنین ابی عبدالله بر همه جوانان مبارک باشه ان شالله ... ما هم شب میلاد حضرت در معیت نازنینان حاج سعید حدادیان، حاج محمدرضا طاهری، حاج محمود کریمی و سید محمد جوادی دعا گویتان بودیم. قسمتی از ترکیب بندی که حاج محمدرضا طاهری فیض دادند را تقدیم میکنم و ترکیب بند زیبای آقای لطیفیان که توسط حاج محمود کریمی خوانده شد هم به روز شده و در ادامه مطلب قرار گرفته است. یا علی مدد
من که گرد و غبار بوده ام
کوچه گرد ستاره ها شده ام
امشب از لطف چشمهای شما
مومنی پاک و با خدا شده ام
تا سحر پای نافله ماندم
در نمازم چه بی ریا شده ام
من که اینجا غریبه ای بودم
با حریم دل آشنا شده ام
آسمانها، تمامی ذرات می فرستند بر شما صلوات
بار دیگر قیامتی بر پاست
دل اهل حرم پر از غوغاست
از فراسوی عرش آمده است
علی دوم همین دنیاست
شب عاشق شدن شب مجنون
شب شادی حضرت لیلاست
همگی از جمال او دیدند
جلوه های محمدی پیداست
پدرش چشم بر نمی دارد
ازدو چشمی که واقعا زیباست
رد پیشانیش شبیه شهاب
قلب او هم به وسعت دریاست
می درخشد ستاره و مهتاب چون که حالا پدر شده ارباب
:: شاهکار استاد لطیفیان... ترکیب بندی که توسط حاج محمود کریمی خوانده شد::
:: در ادامه مطلب بخوانید::
با تمام نياز مي خوانم
حس گرفته ام چه ناز مي خوانم
نام داوودي تو را امشب
چقدَر دلنواز مي خوانم
قصه ات را شبيه گيسويت
در دل شب دراز مي خوانم
من به عشق تو اي زلال ناب
رو به دريا نماز مي خوانم
نسبتي هست بين ما اين را
از همان دير باز مي خوانم
نسبتي را که خوب مي داني در رگ توست خون ايراني
نه زمستان نه فصل پاييزي
در بهاري به اين دل انگيزي
آمدي تا که خنده اي زيبا
با لبان پدر بياميزي
از شراب صحيفه ات امشب
جرعه اي در پياله مي ريزي؟
خواهم عيدي شب تولد تو
کربلايي مدينه اي چيزي
چشمه اي از دو چشم تو خورشيد ديده ات را کجا توانم ديد؟
السلام اي امام سجاده
اي به روحت سلام سجاده
سجده احيا شد از سجود شما
سرتان التيام سجاده
بال جبريل پهن مي گردد
زير پايتان به نام سجاده
مثل شيريني دعاي تو را
نچشيده است کام سجاده
در قنوتم دعاي جاري توست مهر و تسبيح يادگاري توست