۸ شوال سالروز تخریب قبور منور ائمه بقیع به دست فرقه ضاله وهابیت (لعنت الله علیهم اجمعین من الان الی قیام یوم القیامه) به عموم انسان های دنیا تسلیت باد.
آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه...

نه حرم ، نه رواق ، نه گنبد
نه ضريح و نه صحن و گلدسته
هست آنجا مزار خاكيّ
چار مرد غريب و دلخسته
***
پر و بال كبوتران بقيع
روز ها هم هميشه در آنجا
آفتاب است سايه بان بقيع
***
چند روزي گذشت و خاك بقيع
عطر غمناك اشك و ناله گرفت
و به دست همان كمان داران
بدن ياس رنگ لاله گرفت
***
اين زمين يك زمين ساده كه نيست
باغي از داغ لاله و ياس است
در تبِ ناله هاي محزونِ
مادر بيقرار عباس است
..::جهت مشاهده کامل اشعار این شعر زیبا از آقای رحیمی اینجا کلیک کنید::..
دوست عزیز و گرانقدرم آقای بهمنی لطف کردن براتون دو تا دوبیتی ناب گفتند تا همپای دل های شما، وداع با مهمونی کمی آسون تر باشه و برای زمزمه هامون بهانه ای جور باشه:

شایسته ی آن خیر کثیرت باشم
من در پی اینم که بمانم پیشت
یک ماه نه یک عمر اسیرت باشم
این اشک مرا به حق دردم بپذیر
خوب و بد من را همه درهم بپذیر
دیر است ولی تو ای خدای رمضان!
این لحظه ی آخری مرا هم بپذیر
این هم یه دو بیتی دیگه:
جويند همه هلال و من ابرويت
گيرند همه روزه و من گيسويت
از جمله ي اين دوازده ماه تمام
يک ماه مبارک است و آن هم رويت
کی می شود که سایه کند بر مزار تو
یک گنبد طلا ئی و گلدسته های سبز
آن وقت تا قیام قیامت به لطفتان
داریم در بقیع تو یک کربلای سبز
خیره ایشالله، عید فطرتون مبارک باشه ایشالله. نه باورتون میشه به این زودی سفره جمع بشه؟ انگار همین یه ثانیه پیش بود، پست می زدیم و ماه مبارکو به هم تبریک می گفتیم. ای وای …
خیلی در تلاش بودیم اشعار میلاد حضرت امام حسن(ع) رو زودتر به محضرتون تقدیم کنیم که نشد، و تقدیر الهی این امر رو مقارن با عید فطر کرد. به فال نیک می گیریم. ان شالله عیدی خوبی براتون باشه این اشعار.
شعر زیر رو آقا محسن رحیمی، از ذاکرین جوان، خوندن. ترکیب بند استخوندار آقای عرب خالقی رو هم که حاج محمد آقا فیض دادن رو در ادامه مطلب می تونید مشاهده کنید.
و جزاءکم الله خیرا

این خانواده آینه های خداییند
در انتهای جاده ی بی انتهاییند
خیل ملک مقابلشان سجده می کند
اینها خدا نیند، ولیکن خداییند
هر کس که می رسد سر اطعام، می برد
فرقی نمی کند که فقیران کجاییند
صدها هزار حاتم طاعی در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدایی اند
سوگند می خوریم، که پروانه زاده ایم همسایه ی قدیمی این خانواده ایم
تو آسمان جودی و ما، یا کریم تو
پرواز می کند دل ما در حریم تو
قرآن بی بدیل حروف مقطعه
کی می رسم به الف، لام و میم تو
سوگند می دهیم خدا را در این سحر
بر بسته های رحمت دست کریم تو
ما را همیشه سائل دست شما کند ما را به زیر پای شما خاک پا کند
دست مرا بگیر که عاشق ترم کنی
سلمان خانواده پیغمبرم کنی
من در قنوت نیمه شبت دور می زنم
شاید مرا بگیری و انگشترت کنی
آن شاخه گلم که به دست تو داده اند
تا هر کجا که خواست دلت، پرپرم کنی
بال و پر شکسته به دردم نمی خورد
بهتر همان که توده خاکسترم کنی
روزی آب و سفره و نان منی حسن ماه مبارک رمضان منی، حسن
آن کس که پیش پای شما خم نمی شود
در خانۀ فرشته هم آدم نمی شود
آقای من بدون توسل به نام تو
حالی برای توبه فراهم نمی شود
دست مرا بگیر و به سوی خدا ببر
چیزی که از بزرگیتان کم نمی شود
آرامش تو باعث طوفان کربلاست
این صلح تو قیام محرم نمی شود
ای پایه ی حماسه ی کرب و بلا، حسن ای دومین امام ابالفضل ما حسن