نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است
چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است
باب الحوائج همه مستمندهاست
از بین پنجه هاش سخاوت چکیده است
امشب مدینه محو طلوع سپیده است
در کوچه ها نسیم بهاری وزیده است
از روی خاک، ساقه امید و عاطفه
تا آسمان به سوی خدا قد کشیده است
امشب میان باغچه ی سبز فاطمه
بار دگر، شکوفه ی سیبی دمیده است
امشب رقیه مژده به ارباب می دهد
بابا بخند چون علی اصغر رسیده است
بوی بهشت می رسد از دامن رباب
از بس زلبهای گلش بوسه چیده است
عباس با تبسم او ذوق می کند
قلبش برای طفل برادر تپیده است
زینب بیا و آینه ی حیدری ببین
آری خدا دوباره علی آفریده است
نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است
چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است
باب الحوائج همه مستمندهاست
از بین پنجه هاش سخاوت چکیده است