تبليغاتX
نورخانه
بزرگ خاندان آب ها - حضرت ابوفاضل(ع)

 

ای بزرگ خاندان آب ها

آشنای مهربان آب ها

در مقام شامخ سقاییت

بند می آید زبان آب ها

از حیات ماذن چشمان تو

تا خدا آمد اذان آب ها

با تماشای لب دریاییت

آب افتاده دهان آب ها

مثل دریایی ولیکن می دهی

مشک خشکی را نشان آب ها

بر ضریح دست تو پیچیده اند

التماس گیسوان آب ها

مشک و ختم و فاتحه هرگز نبود

این تصور در گمان آب ها

(شب تاسوعا۸۶-ذاکر:حاج محمدرضا طاهری)

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 15:0  توسط غبار مکتب الزهرا  | 

میلاد قمر بنی هاشم (ع) 86

برای آن که زند بوسه بین ابرویت

رکاب پای تو را زینب آرزو می کرد

 

با عرض سلام و تبریک خدمت همه دوستان

شعری که تقدیم میکنم تقریبا بیت نداره و همش شاه بیته (همون طور که بیت بالا رو از نظر گذروندید)... این قسمتی از ترکیب بند زیبا از استاد حسن لطفیه که شب میلاد حضرت توسط حاج محمدرضا طاهری خونده شد. تا چه قبول آید و چه در نظر افتد... محتاج دعاهایتان هستیم...

 

 

خدا زمین و زمان را دوباره حیران ساخت

تمام شوکت خود را به شکل انسان ساخت

 

کشید قامت او را قیامتی برخاست

برای غارت دل ها سپاه مژگان ساخت

 

ز اوج شانه او آسمان به خاک افتاد

برای هر سر زلفش دلی پریشان ساخت

 

میان طاق دو ابروی او گره انداخت

از آن دو تیغ گره خورده باد و طوفان ساخت

 

خدا برای حماسه دلاوری آورد                      برای شیر خدا شیر دیگری آورد

 

نسیمی از تو وزید و زمین شکوفا شد

بهشت در بدر کوچه های دنیا شد

 

برای این که به پای تو بال و پر بزنند

در ازدحام ملائک دوباره دعوا شد

 

همان شبی که رسیدی مدینه یادش هست

نگاه کردی و عالم پر از مسیحا شد

 

نگاه کن که تمام دلم طلا گردد                 که گر اشاره کنی خاک کیمیا گردد

 

شکوه چشم تو هوش از سر گل ها برد

زلالی آمدنت آبروی دریا برد

 

بهانه تو به صحرا کشید مجنون را

کشید عکس تو و دودمان لیلا برد

 

شمایلی ز تو یوسف شبی به خوابش دید

حدیث روی تو گفت و دل از زلیخا برد

 

قسم به چشمان مست آهوها

که گرد راه تو صبر از تمام صحرا برد

 

شکافت سینه امواج سهمگین را باز

کسی که نام تو را در کنار دریا برد

 

قسم به مشک قسم به دلت که بی همتاست     خوشا به حال تو آقا که مادرت زهراست

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 12:52  توسط غبار مکتب الزهرا  |